نمایش “سونای”

کارگردان: توحید حاجی بابایی

نویسنده: ناصر منظوری

 

سونای یا سون آی  در فولکلورو آیین سنتی  آذربایجان به آخرین شبهای مهتابی تابستان گفته می‌شود. در تفکر اسطوره‌ای آذربایجان ماه و خورشید عاشقان ابدی یکدیگرند که هرگز به هم نمی‌رسند. بعد از سونای تا شروع بهار، در روستاهای آذربایجان خواستگاریها، نامزدیها و عروسیها صورت می‌گیرد.

یكی از دلایلی كه رسم و رسومات خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم شناخت خودمان از پتانسیلهایی است كه داریم. آنچه كه خود بهترین و با مفهوم ترینش را داریم اما نمی دانیم. سونای یك رسم دیرینه است. رسمی اسطوره ای و افسانه وار كه قبل از ظهور اسلام تا به امروز پاس داشته است. گرچه به مرور زمان كم رنگ تر شده اما هنوز هم حداقل روستاهایی هستند كه این رسم را برپا می دارند. همانطور كه ازاسمش برمی آید باید ربط كاملی به ماه داشته باشد. معمولا اغلب افسانه ها و اسطوره ها در فرهنگ آذربایجانی ها و كلا تورك وی به آنها داده است. سونای شبی ازسال است كه به اصطلاح به آن اعتدال پاییزی گفته میشود. شبی كه روز و شب برابر میشوند و ماه كامل میشود. این شب تقریبا شب آخر تابستان است(۳۱ شهریور). البته ممكن است چند روز زودتر یا دیرتر باشد همه این ها بستگی به كامل شدن ماه دارد. اما به هر حال می توان شب آخر تابستان را سونای نامید كه روزعشق درآذربایجان محسوب می شود. در اصل این شب مشابهات زیادی با جشن برداشت محصول در شورهای غربی دارد و در روستاها نیز به نوعی برای برداشت محصول استفاده می شود. اما این روز آیینی هرساله بیشتر و بیشتر به سوی نابودی رفته است. امروزه خیلی کم پیش می آید که این آیین پاس داشته شود ولی بعضا در روستاها دراین شب بازیهای خاصی انجام می شود معمولا جوانان روستا با صدایی خاص كه به (آواوا) مشهوراست همه را به میدان روستا و برای شروع بازی دعوت می كردند. مردم در میدان اصلی شهر به تناول غذای مخصوص میپردازند، سپس نمایش ها و حرکات آیینی سنتی آذربایجان به اجرا درمی آید و در آخر “سئوگیلی” ها (نامزدها) به یکدیگر هدیه میدهند.

دراین شب خاص ماه و خورشید در زاویه ی 180 درجه قرار گرفته و هنگام غروب دقیقا بر روی هم قرار می گیرند. البته این دیدارخیلی به سرعت اتفاق میافتد و زیاد به طول نمی انجامد. این موضوع تا ابد ادامه دارد. از قدیم این اتفاق به یك نوع عشق تشبیه شده است. عشق ماه به خورشید. عشقی كه تمامی ندارد و ابدی محسوب می شود درست مانند عشق هایی كه در داستان های فولكلور آذربایجان همانند اصلی- كرم وجود دارد. عشقی كه حتی با سوخته شدن نیز تمامی نمی پذیرد. طبق این افسانه عشق این دو عاشق تمامی ندارد و تا ابد تكرار می شود و ادامه میابد. همه این موارد و عناصر در داستان های دیگر  همانند كوراوغلو نیز صادق هستند.

“سونای” با دو رویداد قرین شده است:
۱ “آیین شایین لیق”
۲ “ابدی تیکرارلانان سئوگی”
“آیین شایین لیق” ، بیشتر مربوط به کشاورزان است. کشاورزانی که محصولات خود را برداشت کرده و خود را آماده زمستانی سرد میکنند. اما امروزه با این نحوه زندگی، دیگر به جز روستاییان آذربایجان، کسانی از این رسم شیرین بهره ای نمی برند. ولی رسم دوم بعنوان روز عشاق و ولنتاین، در حد اسم نه در حد آیین و رسومی فولکلور، شناخته می شود.

در کنسرت “سونای” بانوان گروه آیلان در سالن مجموعه فرهنگی برج آزادی، مفهوم این آیین فولکلور و قدیمی ارزشمند با اجرای 12 قطعه حرکات آیینی نمایشی با موسیقی های آیینی پلی بک روایت خواهد شد. ماه و خورشیدی که اوخر تابستان به نزدیکترین حالت خود میرسند و سونای را خلق می کنند و دوباره از هم دور می شوند و ماه های سرد سال و چله و شرایط سخت زندگی فرا می رسد و بعد ایام بایرام (نوروز) فرا می رسد. سپس انتهای تابستان و فراغت کشاورزان از برداشت محصول و فرا رسیدن این آیین و فولک زیبا بنام “سونای”.

 

باشلانیش (سرآغاز)

قررنقو (قاررانقو) تاریکی اولیه است که در دان (یعنی، سپیده دمان) شکافته می‌شود. از این شکافته شدن شب و روز به‌همراه ماه و خورشید پدید می‌آیند. ماه و خورشید نیمه‌ی کامل کننده‌ی یکدیگرند. فعل یارماق (شکافتن) نتیجه‌ی این تفکر و استنباط است.

یارماق (شکافتن)، یاریلماق (شکافته شدن)، یارانیش (آفرینش)، یارانـماق (خلق شدن)، یاراتـماق (خلق کردن)، یارادان (خالق)، یارانان (مخلوق، خلق شونده)، یاراماق (به‌ثمر رسیدن)، یاریماق (مثمر ثـمر بودن)، یاری (نصف)، یاریم (نصفه‌ی من). کلمه‌ی «یار» از اینجا پیدا شده است: «یاریم» (نصفه‌ی من) که امروزه «یارِ من» فهمیده می‌شود.

این شعر نیگار خیاوی (شاعر معاصر) دارای دو معناست:

من یاری‌یام یاریم هانی؟

(من نصفه‌ام، نیمه‌ی من کو؟) و یا (من یار او هستم یار من کو؟)

 

سـونـای

سونای (سون آی) به‌معنای «ماه آخر» (مهتاب آخر) که مخصوصا در مورد آخرین ماه بدر کامل تابستان گفته می‌شود. این بدر کامل را سرخ پوستان آمریکا harvest moon (مهتاب محصول [در واقع، مهتاب پایان محصول‌برداری] می‌نامند. با این مهتاب، زمان آیین‌ـ‌شایین‌لیق یعنی آسودگی شروع می‌شود. آی (یعنی، ماه)، شای نام دیگری برای خورشید است. در آیین‌ـ‌شایین‌لیق روز و شب تقریبا برابرند. از این رو، طلوع بدر کامل ماه همزمان با غروب خورشید است.

آی و شای نیمه‌ی گمشده‌ی یکدیگرند و هنگامی که در پایان تابستان بدر کامل ماه چهاردهم طلوع و خورشید غروب می‌کند، می‌توانند همدیگر را برای مدت کوتاهی به‌صورت رو در رو ببینند. آن‌ها عاشق یکدیگر و نیمه‌ی گمشده‌ی یکدیگرند ولی هیچ‌گاه به‌هم نمی‌رسند. اگر برسند دوباره سیاهی حاکم خواهد شد. آن‌ها عاشقان ابدی‌اند.

در باور مردم آی (ماه) پسر و گونش (خورشید) دختر است. آن‌ها «یاری» (نصفه‌ی یکدیگر) و به‌تعبیر امروزی «یار» یکدیگرند و به دنبال همدیگر می‌گردند.

در شب‌های مهتابیِ سونای کار برداشت محصول به پایان می‌رسید و زمان فراغت «آیېن‌ـ‌شایېن‌لېق» فرامی‌رسید. مردم به آیېن‌ـ‌اویون می‌پرداختند. آیېن‌ها عمدتا عبارت بودند از  زیارت رفتن‌ها «زیاراتـا گئتمک» (زیارات [ز+یاراتـ] نام مکان‌هایی بوده که به آنجا می‌رفته‌اند)، خواستگاری رفتن‌ها، عروسی‌ها، و بایرام. اۏیون‌ها تمامی بازی‌هایی بودند که از سۏنای تا بایرام انجام می‌شد.

سۏنای تابستان شروع این آیین‌ـ‌اویون‌ها بود. در شب‌های مهتابی سۏنای، مردم روستا به‌خصوص جوانان و نوجوانان بیرون می‌آمدند و با زدن دست بر دهان «آواوا» سر می‌دادند. آواوا آوای فراخوان برای جمع شدن بود. آن‌ها جمع می‌شدند و تا پاسی از شب انواع بازی‌های مختص آن شب‌ها را انجام می‌کردند.

سال عملا به دو بخش تقسیم می‌شد:

بخش «ایش‌ـ‌گوج» (کار و زحمت) از اول بهار تا اواخر تابستان

بخش «آیین‌ـ‌اویون» (رسوم و بازی) از اواخر تابستان تا شروع بهار

از سونای تابستان تا بایرام (عید نوروز) تماما فعالیت‌های آیېن و اویون انجام می‌شد. در واقع، مراسم بایرام (عید) آخرین آیینی بود که انجام می‌شد. بعد از آن دوران کار و تلاش فرامی‌رسید.

در ترکی تقسیم سال و نام‌گذاری فصل‌ها عمدتا بر مبنای وضعیت «آی» (ماه) است.

پاییز (فصل پاییز)

آی (ماه)، [پ+آی] = پای (سهم)

پایلاماق (پخش کردن به‌صورت سهم دادن)، پایلاشماق (به‌صورت متقابل سهم دادن و پخش کردن)، پایا پای (سهم در مقابل سهم)، پاییز (هنگامِ «پایلاما، پایلاشما»، تقسیم محصول، سهم‌دهی، و پرداخت دیون)

قیش (فصل زمستان)

در پایان پاییز و شروع زمستان، «آی» در وضعیت «سار» (ناکامی) قرار می‌گیرد.

سار، ساری

قار، قاری

قارپیز

«قار» یعنی «برف»، و «قاری» یعنی «ایجاد کننده‌ی برف» (که در واقع، ایجاد کننده‌ی وضعیت سار برای «آی» است.) «قاری»ها دو خواهرند: یکی چله‌ی بزرگ و دیگری چله‌ی کوچک.

نـمونه‌ای مفهوم سار در بایاتی‌ها:

داغ‌لار باشین سار آلـمیش

دوُمان آلـمیش قار آلـمیش

. . .

گؤزله بوُ ساردان منی

آییرما یاردان منی

. . .

قارپیز (هندوانه)

«قیرمیزی قارپیز» (هندوانه‌ی قرمز) را برای از بین بردن سار بودگی و نحوست «قار» در داخل «ساری سامان» (کاه زرد) تا شب چله نگه می‌دارند. ساری (رنگ زرد) مظهر سار است. به این ترتیب از درون مظهرِ «سار»، سرخی و توان غلبه بر آن زاده می‌شود.

(بایاتی)

ساری سامانیم اولسون

قارپیز اومانیم اولسون

قاری کنده گلنده

قاردان آمانیم اولسون.

یاز [ی+آذ] (فصل بهار)

«آذ» یعنی «اقبال خجسته» و آن هنگامی است که در «دان» (یعنی سپیده دمان) هلال ماه در وسط، خورشید و ستاره‌ی صبح در طرفین آن قرار می‌گیرند.

اگر به اول آذ صدای «ی» اضافه شود «یاز» یعنی «بهار» خواهد شد.

«آ» به‌مفهوم «بالا» است. آمدن صدای «ی» در اول، مفهوم «رو به پایین» ایجاد می‌کند.

«یاز» یعنی فرود خجستگی بر زمین.

یای [ی+آی] (فصل فصل تابستان)

«آی» یعنی «ماه»، یای یعنی تابستان، «یایماق» یعنی پخش کردن. با اضافه شدن صدای «ی» در اول، مفهوم «رو به پایین» به واژه‌ی «آی» اضافه می‌شود؛ یعنی انتشار و پخش شوندگی ماه بر زمین. یعنی همان وضعیتی که در شب‌های مهتابی سونای باعث بیرون آمدن‌ها و بازی کردن‌ها در نور مهتاب پایان تابستان می‌شود.

 

کارگردان و سرپرست: توحید حاجی بابایی

نویسنده: ناصر منظوری _ تهیه کننده: ندا ریحانی

سولیست ها: لیلا رضایی، مارال طریحی، آیناز تقی نواز ، عارفه ضیایی

هنرمندان

آیدا گرمچی، سویل ملکی، دیانا مهرآذر، یگانه انوش، نازنین حسینی، آرتینا غریبی، پاییزه یارقلی، سها علی پور، رودابه مهرآفر، یاسمن صیادی،  صبا جوادی، نیکا حسابی، مهرانا فراهانی، آیلین راسخی، جانا غفاری، الینا محمدی، آیسل حنفی، آناهیتا صفری، مهدیه حسامی، ملینا معافی، رونیا ذاکریان، باران شیری، ساینا امیری، مریم ربانی، ناهید اقبال، ندا رضایی، مهدیه صادقی، الهام شرین، نکیسا نوائی، طوبی راستگو، نازیلا دستیار، منصوره محسنی، آنیل صبوری، گندم صالحی، مائده پورنقی، کیمیا اختری، آیسل سهرابیان، سئوگی سهرابیان،  مهناز کیقبادی، لیلا مایلی، مریم عبدی، مینا شمسی، فاطمه کارآموز، فاطمه صمدی، یامین علیزاده، پانیا میری، گلناز طالبیان، شمیم صفار، مریم ذاکری، عفت حنیفه زاده، گلسا ظفرمند، آوا نصراله، آوینا نیکخواه، عسل سعادت، آیدا رضائی، روشا رضامند، پارمیس اصلاحی، رها فرزانه، آیسا موسی خانی، پارمیس هریس چیان، سلین سلیمانی، سوین سلیمانی، جانان جوادی، رونام قدیمی، سمانه رضی زاده

طراح نور و دکور: پریسا آبتین –  قارمان: الهام ساعی – قوپوز و قاوال: سمیرا حاجی زاده

4.8/5 - (6 امتیاز)