تالار وحدت
نمایش “سونای”
در پایان پاییز و شروع زمستان «آی» در وضعیت «سار» یعنی ناکامی قرار میگیرد. «قار» یعنی برف و «قاری» یعنی ایجاد کنندهی برف که در واقع ایجاد کنندهی وضعیت «سار» برای «آی» (ماه) است. «قاری» امروزه بهمعنای «پیرزن» است. قاریها دو خواهرند یکی چلهی بزرگ و دیگری چلهی کوچک. «قارپېز» یعنی هندوانه، «قېرمېزی قارپېز» یا هندوانهی قرمز را برای از بین بردن «سار بودگی» و نحوست قار در داخل رنگ زرد (یعنی ساری) که مظهر «سار» است نگه میدارند؛ یعنی در «ساری سامان» (کاه زرد). به این ترتیب، از درون وضعیت «سار» سرخ بودگی و توان غلبه بر آن زاده میشود. ساری سامانېم اۏلسون قارپېز اوُمانېم اۏلسون قاری کنده گلنده قاردان آمانېم اۏلسون. چلههای بزرگ و کوچک بهعنوان زمان مرده بهحساب میآمدند. در آخرین شب چلهی کوچک با توفان «کۆرـدۏغولو» زمان مرده به پایان میرسید و زمین دارای نفس میشد. زمین «مؤنث» به حساب میآمد و گرم شدن آن «قېزماق» است. از همین مفهوم مؤنث انگاری زمین و گرم شدن آن کلمهی «قېز» (دختر) پیدا شده است. با پایان زمستان زمان آیېنـشایېنلېق، خواستگاری رفتنها و عروسیها به پایان میرسد. اولین سکانس از اجراهای این فصل مربوط به ماه و ناکامیش در جستجوی خورشید و سپس همراهی دو خواهر قاری با اون خواهند بود. در ادامه با نزدیک شدن به عید نوید آمدن بهار با تکم زنی آیین دیرینه آذربایجان را مشاهده خواهید کرد.
«آذ» (با دال ذال) یعنی «اقبال خجسته!» و آن هنگامی است که در «دان» یعنی سپیده دمان هلال ماه در وسط، خوشید و ستارهی صبح در طرفین آن قرار میگیرند. اگر به اول «آذ» صدای «ی» اضافه شود «یاذ» (یاز یعنی بهار) خواهد شد. صدای «آ» بهمفهوم «بالا» است. آمدن صدای «ی» قبل از «آ» مفهوم «رو به پایین» ایجاد میکند. «یاز» یعنی «فرود خجستگی بر زمین»! با رفتن چلهها در زمستان «آی» نیز از «سار» رها میشود. اما این بار ابری بودن هوا مانع دیدار ماه و خورشید میگردد. اجرای دوئت ماه و خورشید بعنوان اولین اجرای این فصل به این مفهوم مرتبط می باشد. در «یاز» (بهار) خجستگی ماه بر زمین فرود میآید، در واقع، ماه تمامی خجستگی ماه نو و هلال را بر زمین میبخشد. زمین مؤنث بارور میشود.در طول «یاز» (بهار) روستاییان زمین را آبستن میپنداشتند و از کوبیدن چوبدستی بهزمین در مزارع خودداری میکردند. با آغاز بهار هنگام «ایشـگۆج» (کار و تلاش) آغاز میشود. در این دوران که تا سونای طول میکشد، «گۆنش» (خورشید) تمامی تلاش خود را برای باروری خجستگی فرود آمده بر زمین و نهایتا رسیدن به «آی» (ماه) انجام میدهد. سولوی خورشید در یکی از اجراهای این فصل مربوط به این موضوع می باشد.
«آی» یعنی «ماه» و «یای» یعنی «تابستان»! «یایماق» یعنی «پخش کردن». شما در سکانسی از این فصل رقص اوزوم که مربوط به برداشت محصول و کار تابستان هست را مشاهده خواهید کرد. با اضافه شدن صدای «ی» در اول، مفهوم «رو به پایین» به واژهی «آی» اضافه میشود؛ یعنی، انتشار و پخش شوندگی ماه بر زمین. یعنی همان وضعیتی که در شبهای مهتابی سونای باعث بیرون آمدنها و بازی کردنها در نور مهتاب پایان تابستان میشود. با شروع سونای (آخرین بدر تابستان) هنگام «ایشـگۆج» به پایان میرسد و هنگام «آیېنـشایېنلېق» همراه با خواستگاری رفتنها و عروسیها و تقسیم «پای» (سهم) شروع میشود. آمدن صدای «پ» در اول «آی» بهصورت «پای» مفهوم «سهم» و پخش شدن «ماه» میگردد که از آن مفهوم «پایېز» ایجاد میگردد.

برج آزادی
در کنسرت “سونای” بانوان گروه آیلان در سالن مجموعه فرهنگی برج آزادی، مفهوم این آیین فولکلور و قدیمی ارزشمند با اجرای 12 قطعه حرکات آیینی نمایشی با موسیقی های آیینی پلی بک روایت خواهد شد. ماه و خورشیدی که اوخر تابستان به نزدیکترین حالت خود میرسند و سونای را خلق می کنند و دوباره از هم دور می شوند و ماه های سرد سال و چله و شرایط سخت زندگی فرا می رسد و بعد ایام بایرام (نوروز) فرا می رسد. سپس انتهای تابستان و فراغت کشاورزان از برداشت محصول و فرا رسیدن این آیین و فولک زیبا بنام “سونای”.

باشلانیش (سرآغاز)
قررنقو (قاررانقو) تاریکی اولیه است که در دان (یعنی، سپیده دمان) شکافته میشود. از این شکافته شدن شب و روز بههمراه ماه و خورشید پدید میآیند. ماه و خورشید نیمهی کامل کنندهی یکدیگرند. فعل یارماق (شکافتن) نتیجهی این تفکر و استنباط است.
یارماق (شکافتن)، یاریلماق (شکافته شدن)، یارانیش (آفرینش)، یارانـماق (خلق شدن)، یاراتـماق (خلق کردن)، یارادان (خالق)، یارانان (مخلوق، خلق شونده)، یاراماق (بهثمر رسیدن)، یاریماق (مثمر ثـمر بودن)، یاری (نصف)، یاریم (نصفهی من). کلمهی «یار» از اینجا پیدا شده است: «یاریم» (نصفهی من) که امروزه «یارِ من» فهمیده میشود.
این شعر نیگار خیاوی (شاعر معاصر) دارای دو معناست:
من یارییام یاریم هانی؟
(من نصفهام، نیمهی من کو؟) و یا (من یار او هستم یار من کو؟)
سـونـای
سونای (سون آی) بهمعنای «ماه آخر» (مهتاب آخر) که مخصوصا در مورد آخرین ماه بدر کامل تابستان گفته میشود. این بدر کامل را سرخ پوستان آمریکا harvest moon (مهتاب محصول [در واقع، مهتاب پایان محصولبرداری] مینامند. با این مهتاب، زمان آیینـشایینلیق یعنی آسودگی شروع میشود. آی (یعنی، ماه)، شای نام دیگری برای خورشید است. در آیینـشایینلیق روز و شب تقریبا برابرند. از این رو، طلوع بدر کامل ماه همزمان با غروب خورشید است.
آی و شای نیمهی گمشدهی یکدیگرند و هنگامی که در پایان تابستان بدر کامل ماه چهاردهم طلوع و خورشید غروب میکند، میتوانند همدیگر را برای مدت کوتاهی بهصورت رو در رو ببینند. آنها عاشق یکدیگر و نیمهی گمشدهی یکدیگرند ولی هیچگاه بههم نمیرسند. اگر برسند دوباره سیاهی حاکم خواهد شد. آنها عاشقان ابدیاند.
در باور مردم آی (ماه) پسر و گونش (خورشید) دختر است. آنها «یاری» (نصفهی یکدیگر) و بهتعبیر امروزی «یار» یکدیگرند و به دنبال همدیگر میگردند.
در شبهای مهتابیِ سونای کار برداشت محصول به پایان میرسید و زمان فراغت «آیېنـشایېنلېق» فرامیرسید. مردم به آیېنـاویون میپرداختند. آیېنها عمدتا عبارت بودند از زیارت رفتنها «زیاراتـا گئتمک» (زیارات [ز+یاراتـ] نام مکانهایی بوده که به آنجا میرفتهاند)، خواستگاری رفتنها، عروسیها، و بایرام. اۏیونها تمامی بازیهایی بودند که از سۏنای تا بایرام انجام میشد.
سۏنای تابستان شروع این آیینـاویونها بود. در شبهای مهتابی سۏنای، مردم روستا بهخصوص جوانان و نوجوانان بیرون میآمدند و با زدن دست بر دهان «آواوا» سر میدادند. آواوا آوای فراخوان برای جمع شدن بود. آنها جمع میشدند و تا پاسی از شب انواع بازیهای مختص آن شبها را انجام میکردند.
سال عملا به دو بخش تقسیم میشد:
بخش «ایشـگوج» (کار و زحمت) از اول بهار تا اواخر تابستان
بخش «آیینـاویون» (رسوم و بازی) از اواخر تابستان تا شروع بهار
از سونای تابستان تا بایرام (عید نوروز) تماما فعالیتهای آیېن و اویون انجام میشد. در واقع، مراسم بایرام (عید) آخرین آیینی بود که انجام میشد. بعد از آن دوران کار و تلاش فرامیرسید.
در ترکی تقسیم سال و نامگذاری فصلها عمدتا بر مبنای وضعیت «آی» (ماه) است.
پاییز (فصل پاییز)
آی (ماه)، [پ+آی] = پای (سهم)
پایلاماق (پخش کردن بهصورت سهم دادن)، پایلاشماق (بهصورت متقابل سهم دادن و پخش کردن)، پایا پای (سهم در مقابل سهم)، پاییز (هنگامِ «پایلاما، پایلاشما»، تقسیم محصول، سهمدهی، و پرداخت دیون)
قیش (فصل زمستان)
در پایان پاییز و شروع زمستان، «آی» در وضعیت «سار» (ناکامی) قرار میگیرد.
سار، ساری
قار، قاری
قارپیز
«قار» یعنی «برف»، و «قاری» یعنی «ایجاد کنندهی برف» (که در واقع، ایجاد کنندهی وضعیت سار برای «آی» است.) «قاری»ها دو خواهرند: یکی چلهی بزرگ و دیگری چلهی کوچک.
نـمونهای مفهوم سار در بایاتیها:
داغلار باشین سار آلـمیش
دوُمان آلـمیش قار آلـمیش
. . .
گؤزله بوُ ساردان منی
آییرما یاردان منی
. . .
قارپیز (هندوانه)
«قیرمیزی قارپیز» (هندوانهی قرمز) را برای از بین بردن سار بودگی و نحوست «قار» در داخل «ساری سامان» (کاه زرد) تا شب چله نگه میدارند. ساری (رنگ زرد) مظهر سار است. به این ترتیب از درون مظهرِ «سار»، سرخی و توان غلبه بر آن زاده میشود.
(بایاتی)
ساری سامانیم اولسون
قارپیز اومانیم اولسون
قاری کنده گلنده
قاردان آمانیم اولسون.
یاز [ی+آذ] (فصل بهار)
«آذ» یعنی «اقبال خجسته» و آن هنگامی است که در «دان» (یعنی سپیده دمان) هلال ماه در وسط، خورشید و ستارهی صبح در طرفین آن قرار میگیرند.
اگر به اول آذ صدای «ی» اضافه شود «یاز» یعنی «بهار» خواهد شد.
«آ» بهمفهوم «بالا» است. آمدن صدای «ی» در اول، مفهوم «رو به پایین» ایجاد میکند.
«یاز» یعنی فرود خجستگی بر زمین.
یای [ی+آی] (فصل فصل تابستان)
«آی» یعنی «ماه»، یای یعنی تابستان، «یایماق» یعنی پخش کردن. با اضافه شدن صدای «ی» در اول، مفهوم «رو به پایین» به واژهی «آی» اضافه میشود؛ یعنی انتشار و پخش شوندگی ماه بر زمین. یعنی همان وضعیتی که در شبهای مهتابی سونای باعث بیرون آمدنها و بازی کردنها در نور مهتاب پایان تابستان میشود.
کارگردان و سرپرست: توحید حاجی بابایی
نویسنده: ناصر منظوری _ تهیه کننده: ندا ریحانی
سولیست ها: لیلا رضایی، مارال طریحی، آیناز تقی نواز ، عارفه ضیایی
هنرمندان
آیدا گرمچی، سویل ملکی، دیانا مهرآذر، یگانه انوش، نازنین حسینی، آرتینا غریبی، پاییزه یارقلی، سها علی پور، رودابه مهرآفر، یاسمن صیادی، صبا جوادی، نیکا حسابی، مهرانا فراهانی، آیلین راسخی، جانا غفاری، الینا محمدی، آیسل حنفی، آناهیتا صفری، مهدیه حسامی، ملینا معافی، رونیا ذاکریان، باران شیری، ساینا امیری، مریم ربانی، ناهید اقبال، ندا رضایی، مهدیه صادقی، الهام شرین، نکیسا نوائی، طوبی راستگو، نازیلا دستیار، منصوره محسنی، آنیل صبوری، گندم صالحی، مائده پورنقی، کیمیا اختری، آیسل سهرابیان، سئوگی سهرابیان، مهناز کیقبادی، لیلا مایلی، مریم عبدی، مینا شمسی، فاطمه کارآموز، فاطمه صمدی، یامین علیزاده، پانیا میری، گلناز طالبیان، شمیم صفار، مریم ذاکری، عفت حنیفه زاده، گلسا ظفرمند، آوا نصراله، آوینا نیکخواه، عسل سعادت، آیدا رضائی، روشا رضامند، پارمیس اصلاحی، رها فرزانه، آیسا موسی خانی، پارمیس هریس چیان، سلین سلیمانی، سوین سلیمانی، جانان جوادی، رونام قدیمی، سمانه رضی زاده
طراح نور و دکور: پریسا آبتین – قارمان: الهام ساعی – قوپوز و قاوال: سمیرا حاجی زاده